محصولات فروشگاه

پاتوقیا گروپ

استاتوس های غمگین

استاتوس های غمگین

استاتوس های غمگین

“حقیقت” ، دردناک است اما نه به خودیِ خود ، بلکه از آن رو که ایمانی را نابود می کند…!
::
::

ما زاده یِ جایی هستیم که در آن، پدر، “شک” را کفر می دانست و مادر، “تقلید” را اعتقاد !
::
::
گرچه از فاصله ماه زمن دورتری، ولی انگار همین جاو همین دوروبری، ماه میتابد و انگار تویی میخندی، باد می اید و انگار تویی میگذری…
::
::

کاش میشد بر جدایی خشم کرد / شاخه های نسترن را با تواضع پخش کرد / کاش میشد خانه ای از مهر ساخت / مهربانی را در آن سرمشق کرد .
::
::

به من گفتی پر از آینده باشم / تو رفتی همچنان در خنده باشم / تو دریای منی ، من ماهی تو / جدا از تو نباید زنده باشم .

::
::

آدم باید یک “ تو” داشته باشه که هروقت از همه چی خسته و نا امید بود ، بهش بگه :

مهم اینه که تو هستی ! بی خیال دنیا . . . !
::
::
باستان شناس میشوم ، چشم هایت نگاهی قیمتی دارد . . .
::
::
دلم پر است

پر پر پر…

آنقدر که گاهی اضافه اش

از چشمانم می چکد…

::
::

بعضى زخمها هست که هر روز صبح باید پانسمانش را باز کنى!و روش نمک بپاشى تا یادت نرود دیگر سراغ بعضى آدمها نباید رفت!!
::
::

گاهى از خیال من گذر میکنى…

بعد اشک میشوى….

رد پاهایت خط میشود روى گونه هاى من…..
::
::

و آن زمان که ” عاشق ” می شوی

و می دانی که ” عشقی ” هست

و باور داری کسی که تو را ” دوست ” دارد

و در آن شبهای سرد و یخبندان با ” تو ” می ماند

در آن لحظات است که می فهمی دوست داشتن چقدر زیباست . . .

::
::
شنیدی باغبان چون گل بکارد؟ چه مایه غم خورد تا گل برآرد؟ تو هم گل گشته بودی اندر این دل ، ولی بی کود شدی مردی چه حاصل؟

::
::

دلتنگی همیشه از ندیدن نیست ، لحظه های دیدار با همه ی زیبایی گاه پر از دلتنگیست که مبادا دیدار شیرین امروز ، خبر تلخ فردا باشد .

::
::
چقدر جای تو خالیست ، جای

خالی ات را با هیچ چیز نمی توان پر کرد ، حتی با گزینه ی مناسب!!
::
::
به سلامتی کسایی که تو خاطرمون “ابدی” هستن

اما تو خاطرشون “عددی” نیستیم!
::
::

کاش می شد بچگی را زنده کرد ، کودکی شد کودکانه گریه کرد ، شعر ،،قهر قهر تا قیامت،، را سرود ،آن قیامت، که دمی بیشتر نبود ، فاصله با کودکی هامان چه کرد ، کاش می شد بچگانه خنده کرد. . .
::
::
غصه ی دوری دلدار مرا پیرم

کرد ، غم هجران نگارم ز جهان سیرم کرد ، گریه کردم ز فراغت گل من باور کن ، که مرا غربت این شهر زمین گیرم کرد . . .
::
::
نقش چشمان خمارت ، چه کشیدن دارد ، سایه ساران دو زلفت ، چه لمیدن دارد ، آن قدر خوب و ملیحی که به یک جرعه نگاه ، حس مستی لبت طعم چشیدن دارد . . .
::
::

گاهی آدم میماند بین بودن یا
نبودن کدام را اختیار کند!
به رفتن که فکر می کنی
اتفاقی می افتد که منصرف می شوی
میخواهی بمانی،
رفتاری می بینی که انگار باید بروی!
این بلاتکلیفی خودش جهنمه.
::
::
شاید آرام تر میشدم

فقط و فقط ……..

اگر میفهمیدی…..

حرفهایم به همین راحتی که می خوانی،

نوشته نشده اند!
::
::

عشق بازی کار فرهاد است و بس ، دل به شیرین داد و دیگر هیچکس، مهر امروزی فریبی بیش نیست ، مانده ام حیران که اصل عشق چیست ؟
::
::
یک عمر فقط فاصله سازی کردند ، خط های عمود را موازی کردند ،از روی سیاه جاده ها فهمیدم ،با زندگی من و تو بازی کردند . . .
::
::
بگذار بدانند که خوشم می آید ، از بوسه و لبخند خوشم می آید ، تصمیم گرفته ام لبت را بخورم ، من بچه ام، از قند خوشم می آید!
::
::
تو همان شقایق معروف شعر سهرابی…

تاتوهستی زندگی باید کرد!
::
::

آنقدر به انسان های روی زمین بی اعتماد شده ام،

که میترسم وقتی ازخوشحالی به هوا می پرم،

زمین را از زیر پاهایم بکشند!
::
::

گراهام بل عزیز تلفنی که زنگ

نمی خورد نیازی به اختراع نداشت!

حوصله ات سر رفته بود …

” چسب ِ قلب ” اختراع می کردی ؛

می چسباندیم روی این ترک های قلب ِ صاحب مرده مان!

و غصه ی زنگ نخوردن ِ تلفنی که

اختراعش نکرده ای را

نمی خوردیم !

ساده بگویم گراهام بل عزیز:

حال این روزهای مرا توهم مقصری!
::
::

گفتی چو خورشید زنم سوی تو پر، چون ماه شبی میکنم از پنجره سر ، اندوه که خورشید شدی تنگ غروب،

افسوس که مهتاب شدی وقت سحر…
::
::
کوچه هارا یاد گرفتم ،خیابان ها را بلد شدم…

ماشین ها را!

مغازه ها را!

رنگ های چراغ قرمز را!

جدول ضرب را حتی!

دیگر در راه هیچ مدرسه ای گم نمیشوم،

ولی . . .

هنوز گاهی میان آدم ها گم میشوم!

آدمها را بلد نیستم .
::
::

خوشبختی هایم را با عجله در سرنوشتم نوشته بودند!

بد خط بود ، روزگار نتوانست آنها را بخواند.
::
::

همه گفتن عشقت داره بهت خیانت میکنه! گفتم: میدونم.

گفتن: این یعنى دوستت نداره ها! گفتم:میدونم.

گفتن:احمق یه روز میذاره

میره تنها میشى!

گفتم:میدونم!

گفتن: پس چرا ولش نمى کنى؟گفتم: این تنهاچیزیه که نمیدونم!


آموزش عضویت در گروه پاتوقیا

  • ۰۶ دی ۱۳۹۱

برای حمایت از ما لطفا نظر بدهید

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است!